ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

51

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

شمرده است . « و نيز روايت شده است كه : » چون پيغمبر اكرم ( ص ) مبعوث شد ، سپاه ابليس گرد او جمع شده گفتند : خدا پيغمبرى برانگيخته و امّتى براى او قرار داده ، شيطان گفت : آيا امّت او دنيا را دوست خواهند داشت ؟ گفتند : آرى گفت : اگر دنيا را دوست بدارند باكى نيست كه ديگر بتپرستى نكنند ، من روز و شب آنان را از سه راه به كار مىدارم : به دست آوردن مال به غير حق ، و خرج كردن آن در غير حق ، و انفاق نكردن آن در راه حق ، و همهء بديها به دنبال اينها مىآيد « . و روايت است كه : « خداى تعالى به يكى از پيغمبران خود وحى كرد : از دشمنى و دشمن داشتن حذر كن كه از چشم من مىافتى ، آنگاه نعمت دنيا را بر تو فراوان مىريزم » . يكى از صحابه گفته است : « هيچ كس صبح نمىكند مگر اينكه در دنيا مهمان است ، و مالش عاريه است ، مهمان رفتنى و كوچ كننده است و عاريه پس دادنى است » . ديگرى گفته است : « خداوند دنيا را سه بخش كرد : بخشى براى مؤمن و بخشى براى منافق و بخشى براى كافر است . پس مؤمن توشه بر مىگيرد ، و منافق به زيور و زينت كردن مىپردازد ، و كافر از آن بهره و لذت مىستاند . » و گفته‌اند : « هر كه به دنيا رو آورد آتش دنيا او را بسوزاند تا خاكستر شود ، و هر كس به آخرت رو آورد آتش دنيا او را صافى كند و همچون زر خالص و سره گردد كه سود دهد ، و كسى كه به خداى سبحان رو كند آتش توحيد او را بسوزاند ، و گوهرى شود كه ارزش آن بىحد و بىاندازه است » . و نيز گفته‌اند : « عاقلان سه گروهند : يكى آن كه دنيا را رها كرده پيش از آنكه دنيا او را رها كند ، و دوم آن كه قبر خود را آباد كند پيش از آنكه به آنجا وارد شود ، و سوم آنكه خدا را از خود راضى كند پيش از آنكه او را ملاقات كند » . يكى از اميران شخصى را كه عمر او به بيش از صد سال رسيده بود دربارهء دنيا پرسيد ، گفت : « چند سالى بلا و سختى و چند سالى آسانى و راحتى ، روزى در برابر روزى و شبى در برابر شبى ، يكى به دنيا مىآيد و يكى از دنيا مىرود ، اگر كسى زاده نمىشد خلق از ميان مىرفت و اگر كسى نمىمرد دنيا بر مردم آن